محمد ابراهيمى وركيانى

78

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

عنايت آنان صورت مىگيرد . بنابراين اگر پيامبران نيز در ارتباط با جهان‌آفرين‌اند ، مىبايد توانايى چنين كارهايى را داشته باشند . از همين‌رو ، اينان مىگفتند كه اگر پيامبر به‌حقيقت پيامبر است ، مىبايد به همراه خود گنج فراوان داشته باشد و سرزمين حجاز را با ايجاد چشمه‌سارها آباد كند ، يا به آسمان بالا رود و يا براى هر يك از آنها قرآن نوشته ، در اوراق بياورد : و گفتند تا از زمين چشمه‌اى براى ما نجوشانى ، هرگز به نفع تو مؤمن نخواهيم شد و يا اينكه تو را باغى از درختان خرما و انگور باشد كه از ميان آنها جويبارها روان گردد و يا چنان‌كه ادعا مىكنى ، قطعه‌اى از آسمان را پاره‌پاره و بر سر ما فرو اندازى ، يا خدا و فرشتگان را در برابر ما ظاهرسازى ، يا براى تو خانه‌اى از طلا باشد ، يا به آسمان بالا روى و با اين نيز قانع نخواهيم شد تا بر ما نيز كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم . بگو پاك و منزه است پروردگار من . آيا من جز بشرى فرستاده هستم ؟ « 1 » 5 . آنان با اعتراف به اعجازآميز بودن قرآن ، آن را بر سحر و جادوگرى حمل نموده ، اختلاف بين خود و فرزندانشان را نيز معلول همين جادو بودن قرآن مىدانستند . « 2 » 6 . مشركان مىگفتند به فرض محال اگر خدا مىخواست پيامبرى به سوى مردم بفرستد ، كتاب خود را بر وليد بن مغيره در مكه يا عروة بن مسعود در طايف نازل مىكرد كه داراى ثروت و مكنتى بزرگ‌اند ، نه بر انسانى همچون پيامبر كه از نظر ثروت هم قابل مقايسه با وليد و عروه نيست . « 3 » افزايش تدريجى مسلمانان و شدت عمل بيشتر مشركان با عمومى شدن دعوت به اسلام افراد بيشترى به اسلام گرويدند كه اين خود موجب نگرانى بيشتر مشركان شد ؛ به‌ويژه اينكه جمعى از آنان بردگان مردم مكه بودند كه با تغيير عقيده ،

--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) : 93 - 90 . ( 2 ) . مدثر ( 74 ) : 25 - 11 . ابن‌هشام مىنويسد : اين آيات دربارهء وليد بن مغيره مرد بزرگ مكه نازل شده ؛ همو كه دربارهء قرآن مىگفت : « انه يعلوا و لا يعلى عليه . » او براى خنثى كردن نقش‌آفرينى قرآن در جذب افراد ، آن را حمل بر سحر نموده است . ( ابن‌هشام ، السيرةة النبوية ، ج 1 ، ص 270 ) ( 3 ) . زخرف ( 43 ) : 31 و 32 .